همچنانکه در بخش ملاحظات کلی در آموزش مفاهیم شناختی اشاره شد، یادگیری دارای اشکال و سطوح مختلفی است. در ابتدا کودک باید قادر به درک، تشخیص و متمایز کردن مفهوم مورد نظر ما باشد (یادگیری درکی)؛ سپس باید بتواند یک برچسب کلامی مناسب به آن مفهوم نسبت دهد (نامگذاری) و در نهایت باید قادر باشد نام مفهوم مورد آموزش را بیان کند (بیان). بنابراین زمانی که از آموزش رنگ سخن می گوییم، منظور، همه ى این مراحل است. پس برخلاف آنچه که مرسوم است، آموزش رنگ را صرفاً گذاشتن نامی بر روی رنگ ها نمی دانیم.
البته برای کودکانی که مراحل تشخیص و تمایز را پشت سر گذاشتهاند، طبیعتاً باید از مرحله ى نامگذاری آغاز به آموزش کنیم. اما همواره این احتیاط را به خرج می دهیم و این احتمال را در نظر می گیریم که کودک ممکن است هنوز قادر به تشخیص یا متمایز کردن رنگ ها نباشد.
نکته ای که در اینجا باید به آن توجه کنیم این است که این سه مرحله، کاملاً جدا از هم نیستند؛ بلکه در امتداد هم و نسبتاً درآمیخته با هم اتفاق می افتند و جدا کردن آنها به این شکل، صرفاً برای تأکید بر هر کدام از آنها و سادگی امر توضیح دادن آنها و ارائه ی راهکار برای هرکدام از آنها است. در عمل، تقریباً این سه مرحله با هم کار شده و آموزش داده می شوند. اما باید توجه کنیم که کودک نسبت به موضوع مورد آموزش در چه وضع و در چه مرحله ای قرار دارد. تأکید و تمرکز کار و آموزش ما باید بر مرحلهای باشد که کودک در آن قرار دارد.
اولین کاری که باید انجام دهیم این است که رنگ را وارد دنیای کودک کنیم. یعنی باید کاری کنیم که توجه و آگاهی کودک بر رنگ ها قرار گیرد. باید کاری کنیم که کودک رنگ را تجربه کند؛ رنگ را حس کند؛ مثل مزهای که زیر زبان خود احساس می کند! که البته این قاعده نه تنها برای آموزش رنگ، که برای آموزش همه ى مفاهیم، صادق است. در این راه باید از فعالیت هایی کمک بگیریم؛ برخی از فعالیت ها می توانند به قرار زیر باشند. هدف از انجام این فعالیت ها توجه دادن کودک به رنگ است. می خواهیم کودک رنگ را تجربه کند و درگیر آن شود.
طبیعی ترین و دم دست ترین تجربه که میتواند کودک را با رنگ مواجه کند و او را در ارتباط با رنگ قرار دهد رنگآمیزی است. هرچه این رنگآمیزی حسی تر باشد، یعنی تعداد بیشتری از حسهای کودک را درگیر کند تاثیر بیشتری خواهد داشت. مثلا اگر از رنگ انگشتی برای رنگ کردن استفاده کند نتیجه ى بهتری حاصل خواهد شد؛ نسبت به زمانی که از قلم مو یا مداد یا وسایلی مثل اینها استفاده کند و هرچه این کار هیجان بیشتری داشته باشد باز نتیجه بهتر خواهد بود.
بنابراین اگر ما با رنگ انگشتی یا با قلم مو، مثلاً دستها یا پاهای کودک را رنگ کنیم، این فعالیت علاوه بر اینکه حواس کودک را تحریک میکند برای او هیجان هم به همراه دارد و این ویژگیها باعث میشوند که به خوبی توجه او به رنگ جلب شود.
می توانیم چند تخم مرغ آبپز شده یا چند توپ تنیس یا چیزهایی مثل اینها در اختیار کودک قرار دهیم که آنها را با استفاده از رنگهای انگشتی، رنگ کند. فعالیتهای این چنینی اگر جهت جلب توجه کودک به رنگ باشد و هدف، تقویت توان متمایز کردن رنگها توسط کودک نباشد، الزامی نیست که قاعده ى خاصی داشته باشد. کودک میتواند از هر رنگی به هر نحوی که خواست استفاده کند. یعنی میتواند هر تخم مرغ را با یک، دو، سه یا هر چند رنگی که خواست، رنگ کند؛ نه صرفاً با یک رنگ. اما اگر در عین جلب توجه کودک به رنگ ها، بخواهیم بین رنگها تمایز هم قائل شود، می توانیم بخش کمی از هر تخم مرغ را با یک رنگ مشخص رنگ کنیم و ادامه ی کار را به کودک بسپاریم و با او قرار گذاشته و به او کمک کنیم که هر تخم مرغ را با همان رنگی که ما در ابتدا کمی از آن را رنگ کرده بودیم، رنگ کند. نکته ى قابل توجه این است که در این فعالیت لازم نیست اسمی از رنگها برده شود و صرفاً هدف، جلب توجه کودک به رنگ است. از دیگر فعالیت های این دسته می تواند این باشد که رنگ انگشتی را به کف دست و انگشتان کودک بمالیم و مثلاً کودک دستش را روی یک پارچه ى سفید یا کاغذ سفید بزند و اثر دستش را که روی کاغذ یا پارچه نقش بسته، ببیند یا میتوانیم این کار را با کف پای کودک انجام دهیم. مثلاً کف پای کودک را با رنگ انگشتی رنگ کنیم و کودک روی یک کاغذ یا پارچه راه برود. اگر قرار است این کارها را با یک کودک دارای اتیسم انجام دهیم باید به شرایط حسی او کاملا دقت کنیم و اگر حساسیت زیاد در حس لامسه داشته باشد، نباید این کار را انجام دهیم یا باید به نحوی انجام دهیم که از تحمل او خارج نباشد.


همانقدر که رنگ کردن میتواند توجه ما را به رنگ معطوف کند، پاک کردن رنگ هم می تواند! فرض کنید تصویری در اختیار داشته باشیم که برای کودک جالب باشد. این جالب بودن می تواند به دلایل مختلفی باشد. مثلاً این تصویر می تواند تصویر پدر یا مادر کودک باشد یا تصویر فردی که کودک او را میشناسد و مورد علاقه ى کودک است یا تصویر بازی بچه ها یا حیوان مورد علاقه ى کودک و چیزهایی از این دست که طبیعتاً هر کدام، به طریق خاص خود برای کودک جالب و مورد علاقه خواهند بود. تصویر را روی میز یا سطح دیگری می گذاریم و روی آن یک طلق به اندازهای کمی بزرگتر از آن قرار میدهیم. یعنی لبههای طلق از هر چهار طرف کمی بیرون لبههای تصویر قرار می گیرد. روی طلق را با رنگ انگشتی میپوشانیم. یعنی طلق را با رنگ انگشتی رنگآمیزی میکنیم. به شکلی که تصویر زیر آن معلوم نباشد. تا اینجای کار را کودک نباید مشاهده کند. کودک صرفاً باید در ابتدای کار با یک سطح رنگ شده مواجه شود که همان طلق است. از کودک میخواهیم با انگشت یا با دستمالی که در اختیار او قرار میدهیم، بخشی از رنگ روی طلق را پاک کند تا از این طریق، بخشی از تصویر زیر طلق معلوم شود و آرام آرام این کار را در چند مرحله انجام میدهیم تا کل رنگهای روی طلق یا رنگهای بخشی از طلق که تصویر را پوشانده، پاک و تصویر برای ما و کودک قابل دیدن شود. این کار میتواند برای کودک هیجان هم به همراه داشته باشد. مخصوصاً زمانی که تصویر زیر طلق برای کودک آشنا باشد و ما هم با استفاده از کلمات مناسب و نشان دادن هیجانات مثبت و مناسب، انگیزه ى لازم برای همکاری را در کودک ایجاد کنیم.
غرق کردن کودک در نورهای رنگی هم روش مناسب و هیجان انگیزی برای جلب توجه او به رنگ است. البته در صورتی که کودک دارای اتیسم و به تبع آن دارای بیش حسی بینایی نباشد. برای این کار می میتوانیم از لامپهای کوچک چشمک زن در رنگهای مختلف، استفاده کنیم یا از چراغ قوه هایی با لامپ های رنگی، که در این صورت می توانیم آن را در اختیار کودک قرار دهیم و به او اجازه دهیم که هر کدام را که دوست داشت روشن کند. اگر این کار در محیطی که نور آن کم شده انجام شود، نتیجه ى بهتری خواهد داشت؛ چرا که شدت رنگ ها بیشتر شده و بهتر می تواند توجه کودک را به خود جلب کند.

غذاها نه تنها حس چشایی بلکه حس بینایی ما را هم با خود درگیر می کنند! استفاده از غذاها، میوهها و سایر خوراکیها در رنگ های مختلف هم میتواند توجه کودک را به رنگ جلب کند. به خصوص زمانی که هر رنگ از غذا، مزه ى خاص به خود را هم داشته باشد و هر رنگی از غذا در ظرف مخصوص به خود، به کودک ارائه شود. چنین کاری با میوه ها به راحتی قابل انجام است. چراکه هر میوه، رنگ و طعم مخصوص به خود را دارد. بنابراین اگر ما چند میوه به رنگهای مختلف را به شکلی که هر میوه در یک ظرف مخصوص ریخته شده باشد، به کودک ارائه کنیم، میتواند توجه کودک را به خود جلب کند. علاوه بر اینها، درست کردن غذاهایی که معمولاً آنها را برای کودک درست میکنیم و کودک با آنها آشنا است، به شکلی که این بار رنگ متفاوتی نسبت به همیشه داشته باشند هم میتواند توجه کودک را به رنگ جلب کند. باید دقت کنیم که تنها تفاوت در رنگ باشد. یعنی طعم غذا و شکل آن عوض نشود.

تغییر، همیشه توجه را به خود جلب می کند. البته این تغییر می تواند شامل هر ویژگی ای بشود. مثل شکل، اندازه، مکان و غیره؛ اما در این مورد خاص، تغییر رنگ مد نظر ماست. زمانی که کودک با چیزی مواجه می شود که رنگ آن در حال تغییر است، طبیعتاً توجه او به رنگ جلب خواهد شد. اگر ما بتوانیم فعالیتها یا شرایطی را مهیا کنیم که کودک با تغییر کردن رنگ چیز یا چیزهایی سر و کار داشته باشد یا عامل این تغییر باشد، به خوبی توانسته ایم توجه او را به رنگ جلب کنیم. برخی از این فعالیت ها و شرایط، می توانند اینها باشند:
مثلاً استفاده از چراغ های رنگی چشمک زن در رنگ های مختلف یا ریختن چند قطره رنگ یا جوهر در آب درون لیوان؛ یعنی ما چند لیوان داشته باشیم که درون آنها آب باشد و در هر کدام از آنها چند قطره رنگ یا جوهر به رنگ خاصی بریزیم. یعنی رنگ جوهری که در آب هر لیوان ریخته می شود متفاوت از رنگ جوهر ریخته شده در آب سایر لیوانها است و کودک پخش شدن رنگ، درون آب و تغییر کردن آرام آرام رنگ آب را ببیند. یا مثلا می توانیم چند تکه پنبه را درون رنگ های مختلف قرار دهیم و حرکت کردن رنگ روی پنبه و رنگ گرفتن پنبه ها را که به آرامی اتفاق میافتد به کودک نشان دهیم. یا خود کودک این کار را انجام دهد. یا برعکس، به جای اینکه تغییر رنگ در جهت رنگی شدن چیزها باشد در جهت پاک شدن رنگ از روی آنها باشد. مثلاً ما می توانیم پارچه ای داشته باشیم که از قبل آن را رنگی کردهایم و از رنگی هم استفاده کردهایم که با شستشو با آب معمولی به راحتی شسته میشود. میتوانیم این پارچه را در اختیار کودک قرار دهیم که آن را بشوید یا مثلاً چند بار آن را در آب قرار دهد و از آن خارج کند و هر بار کم رنگ شدن آن را ببیند.

مواجه کردن کودک با چیزهایی که تنها تفاوت آنها در رنگشان باشد هم می تواند در این زمینه موثر باشد. مثلاً دو یا سه عروسک، کاملاً شبیه به هم هستند و تنها رنگ آنها با هم متفاوت است یا دو میوه ای که تنها در رنگ متفاوت هستند و چیزهایی مثل اینها.
همانطور که گفته شد، هدف مرحله ى اول آموزش، جلب توجه کودک به مفهوم مورد نظر و کمک به او برای تمایز قائل شدن بین انواع و شکل های مختلف آن است. برای رسیدن به این اهداف، ما از فعالیت استفاده میکنیم. در برخی از این فعالیت ها جنبه ى توجه دادن به مفهوم مورد نظر، پررنگتر است و در برخی دیگر از آنها، جنبه ى تمایز قائل شدن. در ادامه به فعالیتهایی خواهیم پرداخت که تأکید و تمرکز آنها بر تمایز قائل شدن بین رنگهای مختلف است.
در این فعالیت ما دو صفحه کاغذ داریم که بخش کوچکی از هرکدام از این کاغذها را با رنگ متفاوتی از دیگری، رنگ کرده ایم. برای رنگ کردن کاغذها می توانیم از هر وسیله ای استفاده کنیم. مثلاً می توانیم از مداد رنگی یا رنگ انگشتی و غیره استفاده کنیم. سپس کاغذ ها را با فاصله ى حدود ۲۰ تا ۳۰ سانت از یکدیگر روی میز یا روی یک دیوار می چسبانیم. سپس یکی از مداد ها یا یکی از رنگ های انگشتی را در اختیار کودک قرار میدهیم و او باید کاغذی که با همان مداد یا همان رنگ انگشتی، بخشی از آن رنگ شده است را رنگ کند. اگر به اشتباه سراغ کاغذ دیگرى رفت به او تذکر میدهیم و او را به سمت کاغذ درست هدایت میکنیم. پس از آنکه کودک کمی از کاغذ را رنگ کرد او را از این کار باز میداریم و مداد یا رنگ انگشتی دیگر را در اختیار او قرار میدهیم و حالا او باید کاغذ متناسب با مداد یا رنگ انگشتی ای که به او داده ایم را رنگ کند. بدین ترتیب چند بار کودک را بین رنگها و کاغذ های مختلف جابجا می کنیم تا جایی که کاغذ به مقدار مشخصی که مدنظر ماست رنگ شود. در این فعالیت از آنجا که کودک باید طبق قاعده ى همرنگی به رنگ کردن کاغذ ها بپردازد، درکی از تمایز بین آن دو رنگی که در این فعالیت از آنها استفاده میکنیم برای او حاصل میشود.
همین فعالیت را می توانیم به شکل دیگری انجام دهیم که احتمالاً برای کودک خوشایندتر و هیجان انگیزتر خواهد بود. به این شکل که مقداری خامه ى رنگی، در دو رنگ آماده می کنیم؛ یا هر چیز دیگری که به لحاظ فیزیکی مثل خامه باشد. و هر کدام از آنها، یعنی هر رنگ از خامه ها را در یک قیف می ریزیم. بعد از آن، دو کاغذ آچهار روی میز قرار می دهیم. بر روی هر کدام از آنها مقداری خامه به رنگی متفاوت از دیگری میریزیم. سپس آن ها را در اختیار کودک قرار میدهیم تا خامه ها را روی کاغذ ها بریزد. در ریختن خامه روی کاغذ ها باید قاعده ى همرنگی رعایت شود. یعنی مثلاً اگر روی یک کاغذ خامه ای به رنگ آبی داشته باشیم، کودک باید تمام خامه های آبی را صرفاً روی همین کاغذ بریزد و برای کاغذ دیگر هم به همین ترتیب. هر کدام از قیف ها باید به نوعی رنگ خامه ى درون خود را به کودک نشان دهد. البته به جای قیف می توانیم از کیسه فریزر استفاده کنیم. به این شکل که یک گوشه از آن را کمی سوراخ می کنیم تا کودک بتواند خامه ها را از طریق آن روی کاغذ ها بریزد. خوبی استفاده از این روش این است که رنگ خامه ها به خوبی قابل مشاهده است. نکته ى دیگر اینکه کودک نباید همه ی خامه های موجود در یک قیف یا یک کیسه فریزر را یکجا روی کاغذ خالی کند، بلکه هر بار فقط یک یا دو بار می تواند قیف یا کیسه فریزر را فشار دهد و سپس ما آن را از کودک گرفته و قیفى که خامه ى با رنگ متفاوت در آن ریخته شده است را در اختیار او قرار میدهیم. همچنین می توانیم در این فعالیت به جای اینکه از دو کاغذ a۴ استفاده کنیم از تکه کاغذ های مختلفی استفاده کنیم که برخی از آنها به رنگ خامه ى درون یک قیف و برخی دیگر به رنگ خامه ى درون قیف دیگر هستند و کودک باید روی هر کدام از تکه کاغذها با یک بار فشار دادن قیف، مقدار کمی خامه ى همرنگ همان تکه کاغذ بریزد.

از دیگر فعالیت هایی که می تواند توجه کودک را به رنگ معطوف و به او در متمایز کردن رنگها کمک کند فعالیت نخ کردن مهرهها به شکلی است که قاعده ى همرنگی در آن رعایت شود. یعنی مهرههایی که همرنگ هستند، روی یک نخ که آن هم همرنگ آنهاست قرار بگیرند. فعالیت هایی که در آنها کودک قطعات همرنگ را به هم متصل می کند هم از این دسته محسوب می شوند. به عنوان مثال کودک باید قطعات همرنگ را به هم متصل کند تا یک زنجیر بسازد. در واقع در این فعالیت چند زنجیر ساخته خواهد شد که هر کدام از آنها به رنگ خاصی خواهد بود.
در این فعالیت دو قطعه داریم که باید با قطعه ى سومی به هم متصل شوند. این دو قطعه ى اولیه با یکدیگر همرنگ هستند و قطعه ى سومی که برای متصل کردن آن ها به کار می رود هم باید با آنها همرنگ باشد. قطعه های اولیه مثلاً می توانند دو مکعب یا جعبه ى کوچک باشند که با کارتن یا مقوا ساخته ایم و قطعه ى سوم که قرار است حائل و رابط بین این دو باشد، میتواند یک نوار کاغذی یا مقوایی به رنگ آنها باشد. طبیعی است که باید از رنگ های مختلف استفاده کنیم نه صرفا یک رنگ، چراکه هدف، علاوه بر جلب توجه کودک به رنگ، کمک به متمایز کردن رنگ ها توسط او نیز هست. این فعالیت، شکل کاملاً عینی وصل کردن نقطه های رنگی روی کاغذ است. در این فعالیت، نقطهها جای خود را به مکعب ها یا جعبه ها و خطی که نقطه ها را به هم وصل می کند جای خود را به آن نوار کاغذی یا مقوایی رابط بین آنها داده است. بعد از انجام این فعالیت می توان همان فعالیت وصل کردن نقطه های هم رنگ روی کاغذ با استفاده از خطی که همرنگ نقطه ها باشد را انجام داد. مثلاً اگر دو نقطه به رنگ آبی باشند کودک باید برای وصل کردن آنها از مداد آبی استفاده کند.
می توانیم روی زمین با استفاده از کاغذها یا مقواهای رنگی جاپاهایی بسازیم که چندتا چندتا باهم همرنگ باشند و هر بار یکی از آنها را به کودک نشان دهیم و از او بخواهیم که فقط روی کاغذ ها یا مقوا هایی که همرنگ آن هستند قدم بگذارد و مسیری را طی کند.
میتوانیم یک فعالیت گروهی هم برای رسیدن به این هدف ترتیب دهیم یا حتی میتوانیم این فعالیت را خودمان و کودک دو نفره انجام دهیم. به این شکل که مجموعه ای از اشیاء مختلف که چندتا چندتا همرنگ هستند را روی میز قرار می دهیم و هر کدام از بچهها یا هر کدام از ما و کودک (در صورتی که قرار باشد دو نفره این فعالیت را انجام دهیم) مسئول جدا کردن و جمع آوری کردن یک رنگ خاص از اشیاء می شود.
از فعالیتهای جاگذاری یا انطباق هم میتوانیم برای کمک به یادگیری همرنگی یا همان تمایز رنگها استفاده کنیم. البته به شرطی که همه ى فرورفتگی ها و قطعاتی که می بایست در فرورفتگی ها جاگذاری شوند از یک شکل و اندازه باشند و تنها تفاوت آنها، باید رنگ آنها باشد و کودک باید قطعهای که با پایه و در واقع با فرورفتگی، همرنگ است را در آن فرورفتگی قرار دهد. بنابراین تطابق بین قطعه و فرورفتگی بر اساس همرنگی خواهد بود.
فعالیت دیگر میتواند جدا کردن نوارهای کاغذی یا کامواهای به رنگهای مختلف که در هم تنیده شدهاند باشد. البته این درهمتنیدگی به معنای متصل بودن یا گره خوردن آنها به هم نیست بلکه به شکلی است که کودک با گرفتن یک نوار کاغذی مشخص یا یک کاموای مشخص و کشیدن آن، می تواند آن را از بقیه جدا کند. در واقع هدف این است که کودک، کاموا یا کاغذهای همرنگ را از این مجموعه جدا کرده و در یک مکان مشخص در کنار هم قرار دهد.
یکی دیگر از فعالیتها در این جهت و برای رسیدن به این هدف که البته می تواند برای بچه ها سرگرم کننده و هیجان انگیز باشد این است که به ازای دیدن هر رنگ، کار مشخصی را انجام دهند. مثلاً با دیدن رنگ قرمز به هوا بپرند یا با دیدن رنگ آبی بنشینند یا هر فعالیت دیگری که ما با آنها قرارداد میکنیم. در این فعالیت رنگها می توانند به شکلهای مختلفی ارائه شوند. مثلا در قالب تابلوهایی رنگی یا در قالب نورهای رنگی. مثلاً استفاده از چراغ قوه هایی که نور هر کدام از آنها به رنگ خاصی است یا به شکل های دیگر.
پس از انجام این دسته از فعالیتها انتظار می رود که توجه کودک به رنگ ها جلب شده و توانایی نسبی در متمایز کردن رنگ ها از یکدیگر را کسب کرده باشد. در ادامه باید کودک را در فعالیتهایی شرکت دهیم که طی آنها صراحتاً باید دو یا سه رنگ را به روشی که در بخش تمایز ویژگیها توضیح دادیم از یکدیگر جدا کند. در صورتیکه این مطلب را مطالعه نکردید می توانید در این صفحه جزئیات آن را مطالعه کنید. فعالیت جداسازی را با دو دسته کارت یا مکعب که تنها رنگ آنها با هم متفاوت است انجام می دهیم.
مطالعه ی این مطالب پیشنهاد می شود:
آموزش مبتنی بر تصویر