همانطور که در بخشهای مختلف اشاره شد آموزش مفاهیم شناختی در سه مرحله اتفاق میافتد و آموزش اشکال هندسی نیز از این قاعده مستثنی نیست. جزئیات بیشتر درباره این سه مرحله را می توانید در این صفحه مطالعه کنید. در مرحله اول، هدف، توجه دادن کودک به شکل و کمک به او در جهت تمایز قائل شدن بین اشکال هندسی مختلف است. سپس به سراغ نامگذاری و در نهایت بیان میرویم. منظور از نامگذاری این است که کودک بتواند روی هر کدام از شکل های هندسی که مدنظر ماست و قرار است که به او آموزش دهیم، نام مناسب آن را بگذارد و زمانی که این نام را میشنود به آن شکل اشاره کند و در اصل این نکته را درک کند که این نام اختصاص به این شکل خاص دارد و تاکید اصلی ما بر این مسئله است و بر بیان آن نام توسط کودک تاکید و اصرار نداریم و این تاکید و اصرار را به مرحله سوم یعنی مرحله بیان موکول میکنیم. نکته مهمی که باید در نظر داشته باشیم این است که در عمل این سه مرحله از یکدیگر به شکل کامل مجزا و منفک نیستند بلکه همپوشانی زیادی با هم دارند و تقریباً همزمان کار و اجرا می شوند. تاکید ما بر این سه مرحله و جدا کردن این مراحل از هم اولاً به دلیل توجه دادن به این نکته است که یادگیری یک مسیر است و یادگیری یک مفهوم، شکلهای مختلفی دارد. مثلاً یادگیری شکل در ابتدا صرفاً به صورت توجه کردن به شکلها است. اینکه کودک به این نکته پی می برد که شکل هم وجود دارد که البته این پی بردن به هیچ وجه کلامی نیست و کاملا حالت حسی دارد و از جنس تجربه کردن است. در ادامه آرامآرام کودک میتواند بین شکل های مختلف، تمایز قائل شود و تفاوت و شباهت بین شکل های هندسی را به صورت درکی یعنی غیرکلامی و در عمل یاد بگیرد و متوجه شود آرام آرام می تواند روی هر کدام از شکل های هندسی اسم مخصوص به هر کدام را بگذارد و سپس این توانایی را به دست می آورد که از آن استفاده کند و آن را به زبان بیاورد. هر کدام از این مراحل و هرکدام از این ارتباطات و نسبتی که کودک با مفهوم شکل برقرار می کند یک صورت از یادگیری این مفهوم در کودک است. بنابراین نباید اینطور تصور کنیم که یادگیری یک مفهوم شناختی مثلاً یک رنگ یا یک شکل و نظایر اینها مترادف با آموختن نام آنهاست. آموختن نام، صرفاً یک مرحله از یادگیری است. یک ایستگاه در مسیر یادگیری یک مفهوم است. به طور کلی هدف از بیان این مقدمه این بود که بخواهم به این نکته اشاره کنم که باید یادگیری را به صورت یک مسیر در نظر بگیریم و نه صرفاً یک نقطه و یک هدف مشخص و ثانیا به دلیل ارزش این مسئله در ارزیابی وضعیت کودک و تعیین این که او در مسیر یادگیری یک مفهوم در چه مرحله ای قرار دارد است.
در ادامه، آموزش اشکال هندسی را با اشاره به فعالیت هایی که قابلیت جلب توجه کودک به شکلها و کمک به او در تمایز قائل شدن بین آنها را دارند شروع می کنیم.
از شابلون به شکل های مختلفی می توانیم برای توجه دادن کودک به اشکال استفاده کنیم یکی از این روشها می تواند این باشد که از شابلون هایی استفاده کنیم که فقط یک شکل روی آنها وجود داشته باشد. مثلاً فقط شکل دایره یا فقط شکل مربع و غیره. شابلون را روی یک ورق کاغذ قرار می دهیم و یک تکه اسفنج را روی استامپ کمی فشار داده و در اختیار کودک قرار می دهیم و از کودک میخواهیم و به او کمک میکنیم که اسفنج را روی شابلون گذاشته و کمی فشار دهد. سپس آن را از جای خود بردارد. به این ترتیب، تصویری از شکلی که روی شابلون قرار داشت بر روی کاغذ ایجاد می شود. نسبت بین اندازه شابلون و اندازه اسفنج باید به گونهای باشد که تنها با یک بار قرار دادن اسفنج روی شابلون و فشار دادن آن، تصویر شکل مربوطه روی کاغذ ایجاد شود. همچنین می توانیم از شابلون هایی که اشکال مختلفی روی آنها وجود دارد هم استفاده کنیم و کودک اسفنج را روی شکل های مختلف قرار داده و کمی فشار دهد تا تصویر آنها روی کاغذ ایجاد شود. همانطور که قبلاً هم اشاره شد، هدف از انجام این کار صرفاً توجه دادن کودک به شکل ها و وارد کردن مفهوم شکل به زندگی و حوزه توجهی کودک است. برای کودکانی که توانایی استفاده از مداد برای رنگ کردن را دارند می توانیم از رنگ کردن فضای داخلی شکل های روی شابلون هم برای این هدف استفاده کنیم.

همچنانکه در مورد مفاهیم دیگر هم گفته شد یکی از روشها و اصولی که به خوبی میتواند توجه کودک را به مفهوم مورد آموزش جلب کند این است که در طی انجام فعالیت، کودک با اتفاقاتی مواجه شود که ناشی از تفاوت در ویژگی هایی است که هدف ما جلب توجه کودک به آنهاست. مثلاً اتفاقاتی که ناشی از تفاوت در اندازه، رنگ، شکل و مثل اینها باشد. در این مورد که موضوع مورد بحث و مورد آموزش اشکال هندسی است باید فعالیت هایی را ترتیب دهیم که تفاوت شکل یک شیء، اتفاقات متفاوت یا در اصل، نتایج متفاوتی را به دنبال داشته باشد و این نتایج برای کودک به خوبی قابل تشخیص باشد. مثلاً اگر ما به جای استفاده از چرخ های معمولی برای یک ماشین اسباب بازی از چرخ هایی به شکل مربع یا مثلث استفاده کنیم و از کودک بخواهیم که با این ماشین به بازی مشغول شود از آنجا که در حرکت دادن آن دچار مشکل خواهد شد، احتمال زیادی وجود دارد که به صورت خود به خود علت این موضوع را به چرخ ها و در واقع به شکل آنها ربط دهد. مخصوصاً زمانی که ما پس از مدتی که از بازی کردن او با ماشین گذشت، دوباره چرخ های اصلی و معمولی ماشین را در جای خود قرار دهیم وکودک هم شاهد این اتفاق باشد و دوباره ماشین را در اختیار او قرار دهیم که بازی کند؛ کودک متوجه خواهد شد که این بار، ماشین به راحتی حرکت میکند و به این ترتیب به صورت عملی و تجربی و بدون استفاده از کلام، او در می یابد که تفاوت در نحوه ی حرکت کردن این ماشین یعنی دشواری در حرکت یا راحتی در حرکت، ناشی از شکل چرخها است و اینگونه توجه او به مفهوم شکل جلب میشود.




در فعالیت قبل در مورد این اصل صحبت کردیم که اگر در فعالیت ها کودک را با رویدادها و نتایجی مواجه کنیم که برخاسته از تفاوت در ویژگی هایی باشند که ما قصد جلب توجه کودک به آن ویژگیها را داریم، میتوانیم به خوبی به هدف خود و کشاندن توجه کودک به طرف ویژگیها و مفاهیمی که مد نظر ماست برسیم. یکی دیگر از این دسته از فعالیت ها می تواند به این شکل باشد که ما با استفاده از کارتن چند دایره و چند مربع میسازیم و دایره ها و مربع ها را دو به دو به هم می چسبانیم. یعنی دو دایره را به هم و دو مربع را به هم می چسبانیم که پهنای آنها کمی بیشتر شود بعد از آن یک سطح شیبدار مانند آنچه که در تصویر قابل مشاهده است میسازیم. فعالیت به این شکل است که کودک باید دایره ها و مربع ها را در بالای سطح شیبدار و درون شیار قرار داده و رها کند. در عمل با رها کردن دایره ها، آنها به سادگی به سمت پایین می غلتند و روی سطح شیبدار حرکت میکنند. اما مربع ها یا به سختی این کار را انجام می دهند یا در همان بالا می مانند و حرکتی نمی کنند. این تفاوت در حرکت کردن و غلتیدن، توجه کودک را به طرف شکل این کارتن ها که عامل و علت این تفاوت است جلب می کند. توجه کنید که پهنای شیار یا فرورفتگی ای که روی سطح شیبدار وجود دارد به مقدار خیلی کمی بیشتر از پهنای دایره ها و مربع ها است. (میتوانیم صرفاً از یک دایره و یک مربع یا مثلث هم استفاده کنیم).


فعالیتهای جاگذاری یعنی آن دسته از فعالیت ها که طی آنها یک شیء باید درون حفره یا فرورفتگی ای به شکل و اندازه خودش قرار داده شود برای هدفهای مختلفی مورد استفاده قرار میگیرند. از جمله ی این اهداف می تواند همین جلب توجه کودک به شکلها باشد. در تصاویری که در ادامه میآید شکلهای مختلف فعالیت جاگذاری یا به تعبیری دیگر انطباق، به منظور انتقال توجه کودک به مفهوم شکل نشان داده شده است.
فعالیت شماره ی یک:



فعالیت شماره ی دو:


فعالیت شماره ی سه:


فعالیت شماره ی چهار:



پیشتر به فعالیت هایی که به فعالیتهای جاگذاری یا انطباق معروف هستند اشاره کردیم. یکی از انواع این فعالیتها میتواند قرار دادن اشیایی در جای خود برای خلق کردن یک صحنه باشد. مثلاً فرض کنید ما یک درخت، یک تابلو، یک آدم یا آدمک و یک خانه و چیزهایی از این قبیل را در اندازه ای نسبتا کوچک با استفاده از کارتن میسازیم. به شکلی که محل قرارگیری اینها روی زمین، شکل هندسی منظم و مشخصی داشته باشد. یعنی به شکل دایره، مربع و مثلث باشد. از طرفی باید یک سطح داشته باشیم که اینها را روی آن مستقر کنیم. برای هر کدام از این چیزهایی که ساخته ایم روی آن سطح، یک فرورفتگی به شکل و اندازه ى کف آن ایجاد میکنیم و سپس طی یک فعالیت بازی گونه یا در قالب یک داستان، هر کدام از چیزهایی که ساختیم را در جای مخصوص به خود روی سطح قرار میدهیم.



غذاها و خوراکی ها اعم از میوه ها و تنقلات، همواره برای کودکان و حتی بزرگترها منبع انگیزشی بسیار پرقدرتی به شمار می آیند. استفاده از غذاها و خوراکی ها در شکلهای مختلف، به خوبی میتواند توجه کودک را به شکلها جلب کند. مثلاً بریدن میوه ها به شکلهای مختلف یا استفاده از قالبهای مختلف برای درست کردن کتلت و کوکو به شکل های مختلف، بریدن نان و سایر چیزهایی که قابل بریدن هستند به شکل های مختلف و مواردی از این قبیل، میتوانند از جمله ى این فعالیت ها باشند. همچنین می توانیم از میوههای مختلف به صورت سالاد یا غیر آن یعنی هر میوه در ظرف مخصوص به خود هم استفاده کنیم؛ به شکلی که هر میوه به شکل خاصی بریده شده باشد. مثلاً سیب به شکل گرد، گلابی به شکل چهارگوش و… یک ویژگی جالب و مهم استفاده از چند میوه به صورت هم زمان، که هر میوه شکل مخصوص به خود را دارد این است که هر میوه و در واقع هر شکل، با یک مزه ی متفاوت مرتبط میشود؛ یعنی همه ی دایرهها به یک مزه و همه مربع ها به مزهای دیگر هستند و این تفاوت در شکل و همزمان تفاوت در مزه به خوبی میتواند توجه کودک را به شکل، جلب کند. یعنی تفاوت در مزه، عاملی میشود که توجه کودک را به سمت تفاوت در شکل و از آنجا به مفهوم شکل میکشاند. علاوه بر میوه ها، می توانیم از غذاهای دیگری هم به این صورت، یعنی به صورتی که هر شکل از آن غذا، مزه ى مخصوص به خود را داشته باشد استفاده کنیم. مثلاً کوکوهایى به سه شکل دایره، مربع و مثلث داشته باشیم که هر شکل از اینها، مزه ى خاص به خود را داشته باشد؛ مثلاً کوکوهای دایره ای شکل، کم نمک تر باشند و… که این مسئله به هنر و دانش آشپزی بیشتر مربوط است.
در مورد غذاهایی مثل کوکو یا سایر غذاهایی که قبل از طبخ شدن قابلیت قالبگیری دارند می توانیم به شیوه ى دیگری هم برای جلب توجه کودک استفاده کنیم و آن استفاده از همین ویژگی قالبگیری آنهاست. یعنی به کمک کودک یا در حالتی که کودک صرفاً تماشاگر و مشاهده کننده کار باشد مواد اولیه را درون قالبهای مختلف ریخته و به شکلهای مختلف در میآوریم. یا در مورد غذاهایی که از خمیر تهیه میشوند هم می توانیم از قالبهای مخصوص به آنها برای شکل دادن استفاده کنیم. قالب هایی که با قرار دادن آنها روی خمیر و فشار دادن آنها بخشی از خمیر را به شکل خاصی برش میزنند و در این مورد می خواهیم که کودک این کار را مشاهده کند یا در صورت امکان در این کار مشارکت کند.
استفاده از قالبهای مختلف یخ و ساختن یخ ها در شکل های مختلف هم میتواند فعالیت مناسبی برای هدف فعلی ما باشد.




گفتیم که می توانیم از مرتبط کردن مزه و شکل، برای تسهیل در انتقال توجه کودک استفاده کنیم. علاوه بر مزه، می توانیم از مرتبط کردن ویژگی های شنیداری، مثل زیر و بمی صدا یا شدت آن و ویژگی های لمسی، مثل زبری و نرمی، سرد بودن یا گرم بودن و حتی ویژگیهای مرتبط با حس عمقی مثل سبک یا سنگین بودن و… با شکل هم برای این منظور سود بجوییم. یعنی دایرهها را به گونهای و با استفاده از ماده ای بسازیم که از مربع ها سنگین تر باشند یا نرم تر باشند یا مثلاً با دست زدن به آنها یا انداختن آنها روی یک سطح صدا تولید کنند در حالیکه مربع اینگونه نباشد و صدایی از خود تولید نکند. یعنی به طور کلی هر شکل را با یک ویژگی حسی به خصوص مرتبط کنیم که با ویژگی حسی ای که با شکل دیگر مرتبط کردهایم در تضاد باشد و با استفاده از این ویژگیهای حسی متفاوت، توجه کودک را به ویژگی شکل و تفاوت در شکل انتقال دهیم. بهتر است تفاوت، صرفا در همین ویژگی های حسی مورد نظر ما باشد و تفاوتی در اندازه و رنگ وجود نداشته باشد تا کودک بتواند از تفاوت در ویژگیهای حسی مثل صدا داشتن یا صدا نداشتن، نرم بودن یا زبر بودن، سبک بودن یا سنگین بودن به تفاوت در شکل برسد و نه مثلاً به تفاوت در رنگ یا هر ویژگی دیگری.
با استفاده از مقوا تکه های کوچکی به شکل دایره، مربع و مثلث می سازیم و به روش های مختلف یعنی در قالب فعالیت ها یا بازی های مختلف از کودک میخواهیم که این شکل ها را از هم جدا کند. یعنی شکل های مثل هم را و در واقع مقواهایی که شکل آنها مثل هم است را در یک جا مثلاً در یک ظرف قرار دهد. در انجام این دسته از فعالیت ها اسمی از شکلها برده نمیشود. چراکه سطح این مرحله و هدف این مرحله قبل و غیر از مرحله نامگذاری است. در این نوع فعالیتها، هدف، صرفاً جلب توجه کودک به شکلها است. در واقع ما در ابتدای راه خلق کردن مفهوم شکل برای کودک هستیم و فرض ما این است که مفهوم شکل هنوز در دنیای کودک وارد نشده و وجود ندارد. هر چند ممکن است برای بسیاری از کودکان این گونه نباشد. اما ما با این فرض کار خود را شروع کرده و این فعالیت ها هم بر این مبنا پایهگذاری شدهاند. یک شکل از انجام این فعالیت میتواند اینگونه باشد که روی دیوار یا یک سطح عمودی دیگر در ارتفاعی که در حد صورت کودک باشد که به خوبی قادر به دیدن باشد، ۲ یا ۳ کاغذ رنگی بسته به اینکه مقواها را به چند شکل بریدیم می چسبانیم. در واقع برای هر شکل یک کاغذ در نظر میگیریم رنگ کاغذ ها باید یکسان باشد این که گفته شد از کاغذ رنگی استفاده شود صرفاً به خاطر ایجاد کنتراست یا تفاوت با رنگ دیوار است. روی هر کدام از کاغذها یک مقوا به یکی از اشکال هندسی می چسبانیم. یعنی روی یکی از آنها مقوای دایرهای شکل، روی دیگری یک مقوای مربع شکل و روی آخری یک مقوای مثلث شکل. در قالب یک فعالیت یا بازی، مقوا ها را یکی یکی به کودک می دهیم و به او کمک می کنیم که روی کاغذی که مقوای همشکل با مقوا ای که کودک در دست دارد بچسباند.


یکی از سرگرمی های دوران مدرسه ی ما ساختن مهر با استفاده از سیب زمینی بود که برای خودم به شخصه خیلی سرگرم کننده و جالب بود. از این فعالیت هم می توان برای جلب توجه کودک به اشکال هندسی استفاده کرد. به سادگی مهرهایی به شکل دایره، مربع یا مثلث میسازیم و در اختیار کودک قرار میدهیم که با زدن آنها روی استامپ و سپس روی کاغذ، تصویر شکلهای هندسی را روی کاغذ ایجاد کند. همچنین می توانیم روی کاغذ یک جدول با سه ستون رسم کنیم که در بالای هر ستون یکی از شکل های هندسی دایره، مربع یا مثلث را ترسیم کردهایم. کودک می بایست با استفاده از مهرهایی که در اختیار دارد در ستون مربوط به هر شکل، شکل های مثل آن را ایجاد کند. یعنی مثلاً با استفاده از مهری که شکل دایره را روی کاغذ منتقل میکند در ستونی که بالای آن شکل دایره ترسیم شده است دایره هایی بزند و به همین ترتیب با مهرهای دیگر در ستون مربوط به شکل مرتبط با آنها.



در روند آموزش مفاهیم شناختی در اغلب موارد فعالیتهای جاگذاری یا تطابق، یکی از دسته فعالیتهایی است که میتواند به ما هم در جلب توجه کودک به آن مفهوم و هم در ایجاد تمایز بین مقادیر و صورت های مختلف آن مفهوم کمک کند. این جاگذاری یا تطابق می تواند به شکل کاملاً عینی یا نسبتاً عینی انجام شود. مثلاً در مورد شکل های هندسی به انواع مختلف فعالیت جاگذاری عینی اشاره کردیم. علاوه بر آنها میتوانیم کار را به شکلی انجام دهیم که کودک اشیائی به شکل دایره، مربع یا مثلث را روی شکل های دایره، مربع و مثلثی که روی کاغذ ترسیم شده جاگذاری یا منطبق کند.
مطالعه ی این مطالب پیشنهاد می شود:
آموزش مبتنی بر تصویر
آموزش اشیاء موجود در محیط کودک