آموزش مفهوم دور و نزدیک هم مانند آموزش سایر مفاهیم شناختی، مشتمل بر سه مرحله است که عبارتند از: مرحله یادگیری درکی، مرحله نامگذاری و مرحله بیان؛ که توضیح مبسوط این مراحل در این صفحه آمده است.
طبق معمول، شروع آموزش با فعالیتهایی است که توجه کودک را به مفاهیم مورد نظر ما جلب و به او کمک میکنند تا بین آنها تمایز قائل شود.
در اغلب فعالیت هایی که به منظور جلب توجه کودک به مفاهیمی مثل بالا، پایین، چپ، راست، جلو، عقب، بزرگ، کوچک، بلند، کوتاه، دور، نزدیک و مثل اینها استفاده می کنیم، اصل اساسی این است که فعالیت را به گونهای ترتیب دهیم که کودک را با یک موقعیت دو ارزشی به صورت عینی، تجربی و حسی مواجه کند. یعنی کودک در حین انجام فعالیت، با دو حس متفاوت مواجه شود که هر کدام از آنها ناشی از یکی از آن مفاهیمی است که ما در صدد جلب توجه کودک به سمت آن هستیم. مثلاً زمانی که در یک فعالیت، دسترسی به چیزی دشوار و دسترسی به چیز دیگری آسان باشد و این دشواری و آسانی در دسترسی، ناشی از فاصله ی زیاد و فاصله کم آن چیز ها به کودک باشد، کودک به سادگی از این حس دوگانه ی دشواری در دسترسی و آسانی در دسترسی متوجه فاصله زیاد و فاصله کم چیزهایی که درصدد دست یافتن به آنها است میشود و این دقیقا همان چیزی است که ما از انجام این قسم از فعالیت ها به دنبال آن هستیم؛ یعنی میخواهیم کودک به صورت وجودی و در عمل، متوجه مفاهیمی که درصدد آموختن آنها به او هستیم بشود.
در این دسته از فعالیت ها، ما اشیائی را در فواصل متغیر از کودک قرار می دهیم. یعنی بعضی از آن ها فاصله خیلی نزدیک و بعضی دیگر فاصله خیلی دوری از کودک دارند و او باید به منظورهای مختلفی، توپ یا چیزی مثل آن را به طرف آن ها پرت کند. مثلا می توانیم چند بطری کوچک آب معدنی که تا یک سوم آن را از آب پر کردیم در فواصل متغیری از کودک قرار دهیم و از کودک بخواهیم که با پرت کردن توپ به سمت آنها سعی کند که آنها را بیندازد. یا می توانیم به جای این بطری ها از ظرف های پلاستیکی، در اندازه ى مناسب استفاده کنیم و این بار از کودک بخواهیم که سعی کند توپ را درون این ظرف ها بیاندازد و فعالیت هایی از این قبیل که دشواری یا راحتی انجام کار، یعنی دشواری زدن هدف های دورتر و راحتی زدن هدفهای نزدیکتر، توجه کودک را به سمت فاصله آن شیء تا خودش، که به نوعی متبادر کننده مفهوم دوری و نزدیکی است میکشاند. یعنی به تدریج کودک به این نتیجه میرسد که اشیائی که فاصله کمتری با او دارند هدف های سادهتر و دست یافتنی تری هستند و ما دقیقاً به دنبال حس کردن یک چنین تفاوتی هستیم. گاهی بهتر است اشیاء را در دو فاصله نزدیک و دور قرار دهیم. یعنی یک دسته از اشیاء به یک اندازه و دسته دیگر به اندازه دیگری از کودک فاصله داشته باشند و کودک صرفا با دو فاصله متفاوت مواجه باشد تا بتواند بهتر متوجه این تفاوت در فاصله و تاثیر آن در میزان دشواری یا آسانی کار شود.
یکی دیگر از فعالیت هایی که به خوبی می تواند توجه کودک را به تفاوت در فاصله و مفهوم دور بودن یا نزدیک بودن جلب کند، حمل اشیاء به سمت هدف هایی در فواصل متغیر است. به این شکل که مثلاً ما تعدادی شیء به نسبت سنگین انتخاب و آنها را در جایی از اتاق یا فضای بازی قرار می دهیم؛ پس از آن، دو سبد، یکی به فاصله نزدیک، مثلاً یک و نیم متر و دیگری به فاصله دور، یعنی دو یا سه برابر فاصله سبد نزدیک، قرار می دهیم. کودک باید اشیاء را حمل کرده و درون سبد ها قرار دهد. فاصله سبد دورتر و وزن شیء، باید به گونه ای انتخاب شود که زمانی که کودک در حال حمل اشیاء به سمت سبد دورتر است سختی و دشواری کار را به وضوح احساس کند و ترجیح دهد که اشیاء را در سبد نزدیکتر قرار دهد؛ و در واقع باید فعالیت را به گونه ای ترتیب دهیم که حمل اشیاء به سمت دو سبد، دو احساس متفاوت از سخت بودن و آسان بودن برای کودک ایجاد کند؛ تا از این طریق کودک بتواند این سختی و آسانی را به فاصله بین این دو سبد از جایی که اشیاء قرار دارند نسبت دهد و به نوعی مفاهیم دور و نزدیک برایش متبادر شوند.
استفاده از مدت زمانی که طول میکشد تا یک کار به پایان برسد یا اتفاقی روی دهد، به شکلی که بتوانیم کاری کنیم که اختلاف در فاصله، منشاء این تفاوت باشد، ابزار و امکان مناسبی برای انتقال توجه کودک به متغیر فاصله و از آنجا به مفهوم دور و نزدیک در اختیار ما قرار می دهد. یک سناریو برای استفاده از این امکان میتواند به این شکل باشد که ما اشیائی را که به لحاظ سبکی و سنگینی برای کودک در وضع متوسطی باشند انتخاب میکنیم و به هر کدام از آنها یک کاموا یا نخ ضخیم که مقاومت مناسبی در مقابل پاره شدن داشته باشد میبندیم. طول کاموایی که به هر کدام از این اشیاء بسته می شود متفاوت و حدودا از یک متر تا چهار متر متغیر است. البته این اعداد صرفاً به عنوان یک پیشنهاد هستند و برای انتخاب عدد مناسب، یعنی برای انتخاب طول مناسب کاموایی که به اشیاء انتخاب شده بسته میشوند، باید فضای در اختیار را ملاک قرار داد. در هر صورت، هدف اصلی این است که اشیائی را در فاصله نزدیک کودک و اشیاء دیگری را تا جای ممکن در دورترین فاصله نسبت به کودک قرار دهیم و کاموایی که به این اشیاء میبندیم باید از جایی که شیء قرار دارد تا جایی که کودک در آن جا ایستاده یا نشسته برسد.
پس کامواهایی با طولهای مختلف را به اشیاء انتخاب شده می بندیم و سر آزاد کاموا را در جایی که کودک قرار است بنشیند یا بایستد و فعالیت را انجام دهد قرار می دهیم و اشیاء را در جهات مختلف در فضای بازی تا جایی که کامواهای بسته شده به آنها اجازه می دهند از کودک دور کرده و روی زمین قرار می دهیم. بنابراین ما در جاهای مختلف فضای بازی یا اتاق، اشیائی روی زمین خواهیم داشت که فواصل متغیری از کودک دارند و از هر کدام از آنها تا جایی که کودک قرار دارد کاموایی کشیده شده است. روش کار به این شکل است که کودک باید با کشیدن کامواها به صورت یکی یکی، شیء متصل به آن را به طرف خود کشیده و آن را برداشته و در سبدی که در کنار او قرار دارد بگذارد. باید توجه کنیم که کودک در حین جمع کردن کاموا به منظور دستیابی به شیء، نباید جابجا شود و تغییر مکان دهد. یعنی جای کودک از ابتدا تا انتهای فعالیت ثابت است و صرفاً از دستهای خود برای شرکت در فعالیت و جمع کردن کاموا استفاده می کند. بدیهی است که مدت زمانی که صرف دستیابی به اشیاء موجود در فواصل مختلف می شود، متفاوت است. اشیائی که در فاصله نزدیک از کودک قرار گرفتهاند، ممکن است با یک یا دو بار جمع کردن کاموا و در مدت زمان کوتاه در دسترس کودک قرار گیرند. اما در مورد اشیائی که در دورترین فاصله یا در فواصل دورتر قرار دارند وضع به گونه ى دیگری است؛ و احتمالاً به بیش از پنج یا شش حرکت دست برای در دسترس قرار دادن این اشیاء نیاز خواهد بود و این تفاوت برای کودک قابل لمس و حس شدن است و کودک از همین تفاوت، یعنی از تفاوت در مدت زمان و احتمالاً تلاش لازم برای دسترسی به اشیاء موجود در فواصل مختلف، به تفاوت بین فاصله ی اشیاء از خود توجه می کند و پی می برد. ضمن اینکه طول کاموایی که به اشیاء متصل است هم می تواند به شکل دیداری و عینی به ویژگی فاصله و مفاهیم دوری و نزدیکی ارجاع دهد.

در نوع دیگری از فعالیت کودک روی زمین می نشیند و اطراف او اشیائی در فواصل نزدیک، یعنی به گونهای که به سادگی توسط کودک قابل دستیابی هستند و اشیائی در فواصل دورتر، یعنی به گونه ای که کودک برای دست یافتن به آن ها مجبور است تلاش بیشترى کند قرار می دهیم. نحوه قرارگیری اشیاء در اطراف کودک به صورت دو نیم دایره خواهد بود که یکی از این نیم دایره ها نزدیک و نیم دایره دیگر که در سمت مقابل نیم دایره نزدیک تر قرار دارد، دورتر از کودک است. روش کار به این شکل است که کودک بدون جابجا شدن و صرفاً با دراز کردن دست یا خم کردن تنه، در صورت نیاز، باید به اشیائی که در اطراف او قرار داده ایم دسترسی پیدا کرده و آنها را برداشته و در ظرفی که در کنار خود دارد بگذارد. این فعالیت هم مانند فعالیتهای دیگر این بخش، دوگانه ی دشواری در دسترسی و آسانی در دسترسی را به مفاهیم دوری و نزدیکی اشیاء از کودک مرتبط و توجه کودک را به مفاهیم دوری و نزدیکی انتقال میدهد.


فعالیت دیگری که میتوانیم از آن استفاده کنیم، به صورت دو یا چند نفره قابل انجام است، بچه ها به صورت یک دایره در کنار هم قرار گرفته و هر فرد دست های افراد سمت چپ و راست خود را می گیرد و در ادامه با پخش کردن یک آهنگ یا استفاده از اصوات یا جمله های مناسبی که یک دسته از آن ها برای زمانی که بچه ها از هم دور می شوند و دسته دیگر برای زمانی که بچه ها به هم نزدیک می شوند کار را شروع می کنیم. کاری که بچه ها باید انجام دهند این است که به صورت مکرر بدون اینکه دستهای همدیگر را رها کنند تا جای ممکن به هم نزدیک و از هم دور شوند. دور شدن و نزدیک شدن میتواند با توجه به اصواتی باشد که ما تولید میکنیم یا میتواند بدون توجه به آن و صرفاً به صورت تکراری و با فرکانس ثابتی در طول زمان باشد.
فعالیت بعدی برای بچه هایی مناسب و توسط آنها قابل انجام است که حداقلی از توانایی گفتاری را داشته باشند. فعالیّت به این شکل انجام میشود که یک نفر از بچه ها در نقطه ای در گوشه یا نزدیک به گوشه ى فضای بازی می ایستد و بقیه ى بچه ها در قسمت های مختلف فضای بازی در جهت های مختلف اما در دو فاصله دور و نزدیک از او قرار میگیرند. کودکی که در گوشه ى فضا قرار گرفته باید نام کودکان دیگر را به ترتیب و یکی یکی صدا بزند؛ اما نکته ای که اهمیت دارد این است که نام آنهایی را که به او نزدیک هستند باید آهسته و نام آنهایی که از او دور هستند را باید با صدای بلند بگوید.
فعالیت دیگری که میتوان برای این منظور در نظر گرفت به شکلها و در قالبهای مختلفی قابل اجرا است اما اصل اساسی و زیربنایی آن این است که کودک باید یک دسته از اشیاء را همواره در فاصله دور و دسته دیگری از اشیاء را همواره در فاصله نزدیک به یک شیء مشخص قرار دهد. این فعالیت می تواند به صورت کاملاً عینی و با استفاده از اشیاء واقعی یا به صورت مداد و کاغذی انجام شود.
اگر بخواهیم به صورت مداد و کاغذى این فعالیت را اجرا کنیم یک شکل از آن میتواند اینگونه باشد که روی تعدادی تکه کاغذ به ابعاد مثلاً ده در ده سانتیمتر و در یک سمت همه ی آنها یک درخت نقاشی می کنیم. باید سعی کنیم که این درخت در همه ی تکه کاغذها به یک اندازه و به یک شکل باشد. سپس دو دایره، یکی نزدیکتر و یکی دورتر از درخت، روی تکه کاغذها رسم می کنیم. اندازه ى دایره ها باید یکسان باشد. سپس روی یکی از این تکه کاغذها، دایره ی دورتر را قرمز و دایره ی نزدیکتر را آبی رنگ میکنیم. کودک باید با توجه به این تکه کاغذ و الگو قرار دادن آن، دایرههای روی بقیه ى تکه کاغذها را به همین نحو رنگ کند. شکل کاملاً عینی این فعالیت میتواند اینگونه باشد که دو دسته جای مشخص روی کف اتاق یا روی میز معلوم می کنیم؛ به این شکل که یک دسته از آنها نزدیک تر به جایی که کودک قرار دارد و دسته ى دیگر دورتر از آنجا باشند. مثلاً تعدادی بشقاب را در یک ردیف و به فاصله نزدیک تر از جایی که کودک هست روی زمین قرار می دهیم و تعداد دیگری از همان بشقاب ها را، یعنی بشقاب هایی که کاملاً شبیه به بشقاب های دسته اول هستند را، در جایی کمی دورتر از جایی که کودک هست قرار می دهیم. کودک باید یک دسته از اشیاء مشخص را صرفاً در بشقاب های نزدیک به خود و دسته ى دیگر از اشیاء را صرفاً در بشقابهای دورتر از خود قرار دهد. مثلاً کودک باید مکعب های آبی رنگ را صرفاً در بشقاب های نزدیک و مکعب های قرمز رنگ را صرفاً در بشقابهای دورتر قرار دهد. در ابتدای فعالیت، در بشقاب های نزدیک تر یک مکعب آبی و در یکی از بشقابهای دورتر یک مکعب قرمز به عنوان راهنما قرار میدهیم تا کودک با توجه به آنها کار خود را انجام دهد. مکعب ها را یکی یکی به کودک میدهیم تا کودک آنها را در بشقاب مناسب قرار دهد.
فعالیت کلاسیک جداسازی و طبقهبندی مفاهیم دور و نزدیک باید با استفاده از تصاویر انجام شود. در این فعالیت ما دو دسته تصویر خواهیم داشت که در هر دو دسته، یک چیز مشترک به عنوان معیار وجود دارد؛ و چیز دیگری که آن هم بین دو دسته تصویر مشترک است، در دو فاصله ى نزدیک و دور از معیار قرار گرفته است و کودک باید این دو دسته تصویر را از هم جدا کرده و هرکدام از آنها را در جای مخصوص به خود قرار دهد. درباره جزئیات فعالیت جداسازی در این صفحه مطالبی آورده شده است. حالا کمی جزئیتر به این فعالیت جداسازی نگاه میکنیم. ما میتوانیم در یک دسته از تصاویر، یک درخت در گوشه ى تصویر داشته باشیم و توپی که در فاصله ى نزدیکی از درخت قرار دارد. در دسته تصاویر دیگر، همان درخت در همان جایی که در تصاویر دسته ى قبلی قرار داشت قرار دارد و همان توپی که در دسته تصاویر قبلی بود، این بار در فاصله ى دورتری از این درخت قرار دارد. طبق روال معمول فعالیتهای جداسازی، ما در ابتدا باید دو مکان مشخص برای هر گروه از این تصاویر در نظر بگیریم و از هر کدام از این گروهها یک تصویر در آنجا به عنوان نمونه و راهنما قرار دهیم و سپس کار جداسازی را شروع کنیم. بطور کلی کودک باید تصاویری که توپ در آنها فاصله ى نزدیکتری با درخت دارد را در یک جا و تصاویری که در آنها توپ در فاصله ى دورتری از درخت قرار دارد را در جای دیگر قرار دهد.


مطالعه ی این مطالب پیشنهاد می شود: