توضیح و تشریح کارکردهای اجرایی آنگونه که برای مخاطب شفاف و خالی از ابهام باشد کار دشواری است؛ چراکه این مفهوم دارای اجزا و گستردگى بسیاری است. شاید بتوانیم برای نزدیک کردن این مفهوم به ذهن از واژه های مدیریت رفتار یا کنترل رفتار به جای آن استفاده کنیم. به طور کلی و در بالاترین سطح، کارکردهای اجرایی چیزی جز کنترل و مدیریت رفتار در جهت محقق کردن یک هدف خاص نیست. این امر مستلزم توانایی های پایه ای متعددی از جمله کنترل توجه (انتقال و بازداری توجه)، حافظه ى کاری، سازماندهی و توجه انتخابی است. کارکردهای اجرایی اساس اعمال و رفتارهاى هدفمند و پیچیده ی ماست. از قبل همین توانایی است که ما می توانیم بین فعالیت های مختلف جا به جا شده یا فعالیت هایی را به صورت متوالی یا حتی همزمان به انجام برسانیم یا عملی را تا پایان یافتن عملی دیگر به تعویق بیاندازیم یا اینکه برای رسیدن به هدف یا اهدافی برنامه ریزی کرده و ابزار، امکانات و سایر پیش نیازهای آن را پیش بینی، فراهم و هماهنگ کنیم.
از آنجا که همه ی اینها به صورت ناخودآگاه و خودکار انجام می شوند بدیهی و ساده به نظر می رسند و حتی بسیاری از ما تا زمانی که در مورد این مفهوم مطالعه نکرده و با نقش و اهمیت آن آشنا نشده باشیم برای ما وجود نخواهد داشت و هیچگاه به ذهن ما خطور نخواهد کرد. برای اینکه این بداهت و سادگی و بی ارزش جلوه کردن این مفهوم و درواقع این توانایی را زائل کرده و قادر به دیدن اهمیت آن باشیم باید به سراغ کسانی برویم که این توانایی در آنها دچار اختلال است؛ به سراغ کودکان دارای اتیسم. همچنانکه ممکن است شما هم دیده، شنیده یا خوانده باشید، بسیاری از کودکان دارای اتیسم رفتارهای مجزای زیادی را می دانند. اما خیلی از این رفتارها را به صورت بی هدف و خارج از موقعیت هایی که باید آنها را بروز دهند، بروز می دهند و قادر به هماهنگ کردن رفتارهایشان برای رسیدن به مقصود خاصی نیستند. درواقع مدیریت کافی بر رفتارهای خود ندارند. به عنوان مثال ممکن است کودکی رفتار در زدن یا حتی سلام کردن را بداند، ولی این رفتارها را به صورت خودانگیخته (بدون اینکه از او بخواهیم یا به او تذکر دهیم)، در موقعیت هایی که لازم است، بروز ندهد. بدیهی است که مشکل کودک، ندانستن خود رفتار نیست. بلکه در مدیریت کردن رفتارهایی که می داند دچار مشکل است. به بیان دیگر در این کودک/کودکان کارکردهای اجرایی آسیب دیده و به این دلیل است که آنها رفتارهای خودانگیخته و هدفمند کمی دارند و حتی با وجود دانستن رفتارهای ساده و مجزای زیادی قادر به در کنار هم چیدن و اصطلاحا یکپارچه کردن آنها با یکدیگر برای رسیدن به هدفی خاص یا ارائه ی پاسخی (رفتاری) مناسب به شرایط محیطی نیستند.
عملکرد اجرایی چیست؟
نوزادان و بچه های کوچک به طور معمول به هر محرکی که با آن روبرو می شوند به صورت تکانشی (بدون فکر و برنامه ریزی نشده) پاسخ می دهند. آنها هنوز سازماندهی رشد یافته ای برای بازی و همچنین به کارگیری انواع حواس ندارند. با این حال، همانطور که بچه ها رشد می کنند، بر مهارت سازماندهی و انجام رفتارهای هدفمند در آنها افزوده می شود یعنی آنها به شکل فزاینده ای قادر می شوند در مورد جنبه های مختلف یک مشکل فکر کنند (تجزیه و تحلیل مسئله)، یک سلسله از فعالیتها را برنامه ریزی کنند، برنامه را به ذهن بسپارند و به آن عمل کنند. آنها همچنین می توانند موارد اشتباه را تشخیص دهند و بر اساس یادگیری از اشتباهات خود، به اصلاح عملکرد خود بپردازند. کودکان همانطور که رشد می کنند بیشتر و بیشتر توانایی بکارگیری، سازماندهی، برنامه ریزی و عملکرد هدفگرا را پیدا می کنند. برای انجام فعالیت های هدفگرا، کودک باید قادر به سازماندهی، جلوگیری از انگیزه های بدون فکر و ناگهانی، توجه انتخابی، حفظ، تغییر و برنامه ریزی حافظه باشد. به طور کلی آن دسته از فرایند های ذهنی که امکان انجام فعالیتهای هدفگرا را فراهم می کنند، تحت عنوان عملکردهای اجرایی (Executive Function –EF) شناخته می شوند.
عملکرد اجرایی شامل مجموعه ای از مهارتهای وابسته به هم می باشد.
بخش های مشخصی از مغز تحت عنوان کورتکس پیش پیشانی (prefrontal cortex) مسئول رسیدگی به مهارتهای عملکردهای اجرایی می باشند. اما برای موفقیت در عملکرد های اجرایی، ارتباط شبکه ای بین بسیاری از بخش های مغز باید وجود داشته باشد.
اختلال در کارکردهای اجرایی در کودکان طیف اتیسم، كودكان دارای نقص توجه-بیش فعالی، افراد مبتلا به وسواس، افراد مبتلا اسکیزوفرنی و… دیده می شود.
اجزای عملکرد اجرایی:
عملکرد اجرایی شامل مجموعه ای از مهارت ها و توانایی ها است. این مهارت ها و توانایی ها را اصطلاحا اجزای عملکرد اجرایی می نامند که به شرح زیر می باشند:
سازماندهی:
سازماندهی، توانایی مشخص کردن مراحل و اجزای یک عمل، همچنین مواد و وسایل لازم برای انجام آن و هماهنگ و یکپارچه کردن آنها است. بسیاری از کودکان اتیستیک حتی با داشتن توانایی جسمی لازم و انگیزه کافی برای انجام یک عمل، قادر به سازماندهی مراحل آن عمل پس از درخواست ما برای انجام آن نیستند، یا به مدت زمان زیادی برای یادآوری مراحل، یکپارچه کردن و اجرای آنها نیاز دارند. آنها درسازماندهی و به خاطر سپاری مراحل تکمیل کار با سختی هایی مواجه می شوند. حتی فعالیتهای ساده برای آنها، نیاز به مرحله بندی برای رسیدن به هدف ،خواهد داشت (یعنی باید مراحل انجام کار برای آنها معلوم شود تا قادر به انجام آن باشند).
کنترل تکانه (مهار یا بازداری):
کنترل تکانه به معنای داشتن کنترل کافی بر انگیزه های خود متناسب با شرایط موجود است. به عنوان مثال دانش آموزی که با وجود گرسنگی به سراغ لقمه ی موجود در کیفش نمی رود و تا زمان مناسب (زنگ تفریح) این عمل را به تعویق می اندازد، کنترل مناسبی بر تکانه ها دارد. در مقابل، اغلب کودکانی که به حد کافی قادر به نشستن ومنتظر ماندن برای تکمیل یک کلاس درس نمی باشند (اما در عوض بارها و بارها سر کلاس می ایستند و توجه آنها به هر سمتی جلب می شود) توانایی کنترل تکانه مناسبی ندارند.
وقتی که توانایی کنترل تکانه ضعیف باشد، کودک قادر به مدیریت تکانه های قاپیدن، چنگ زدن، نیشگون گرفتن،گاز گرفتن، قرار دادن هر چیزی در دهان و… نخواهد بود. این تکانه ها می تواند کودکان را گیج، والدین را نا امید و تلاش برای آموزش را مختل کند.
حافظه کاری (حافظه فعال):
تمام آگاهی و هشیاری ما نسبت به لحظه حال و نسبت به کاری که در حال انجام آن هستیم، مدیون حافظه کاری ماست. در واقع آن چیزی که ما را در ارتباط و پیوسته با محیط نگه میدارد حافظه کاری است. به دلیل اهمیت حافظه کاری و نقش آن در یادگیری (به خصوص یادگیری شناختی) در بخش مجزایی به تشریح آن خواهیم پرداخت.
توجه انتخابی:
توجه انتخابی به معنای توانایی انتخاب یک محرک مشخص از میان مجموعه ای از محرک ها به منظور پردازش و درک آن است. در واقع توانایی نادیده گرفتن و فیلتر کردن عوامل مزاحم است.
به عنوان مثال کودکی را در نظر بگیرید که وقتی تصویر معینی (مثلا تصویر یک میوه) را به تنهایی به او نشان می دهیم، قادر به شناسایی آن تصویر و گفتن نام آن است. اما زمانی که همان تصویر را در کنار دو تصویر دیگر جلوی او قرار می دهیم، قادر به شناسایی و گفتن نام آن نیست. درواقع کودک قادر به نادیده گرفتن دو تصویر دیگر و توجه به تصویر مورد نظر ما نیست. یعنی در توجه انتخابی مشکل دارد.
تداوم:
تداوم به معنای انجام مناسب یک عمل تا زمان به پایان رسیدن آن است. بسیاری از کودکان اتیستیک درفعالیتهایی که نیازمند تدوام هستند مشکل دارند و تنها می توانند در مدت زمان کوتاهی عملکرد خوبی از خود نشان دهند. برای مثال اگر قرار باشد کودک به رنگ آمیزی 5 شکل بپردازد، تنها 2 یا 3 شکل اول را خوب رنگ می کند و بقیه را یا بی دقت رنگ می کند یا رنگ نکرده باقی می گذارد.
جابه جایی:
جابه جایی به معنی انتقال توجه از یک چیز (مثلا یک فعالیت یا حالت) به چیز دیگر است. به بیان دیگر توانایی متوقف کردن کاری که در حال انجام آن هستیم یا حالتی که در آن قرار داریم و شروع کاری جدید یا رفتن به حالتی جدید (دیگر) است.
بسیاری از کودکان مبتلا به اتیسم در جابه جایی بین فعالیتهای مختلف مشکل دارند، اگر یک کودک صحبت نمی کند برایش بسیار سخت است که شروع به صحبت کند. اگر او بر روی زمین نشسته است و از او می خواهید به پای تابلو بیاید، این کار طول می کشد و تلاش زیادی برای آمدن صرف می کند. اگر به کودک 10 مسئله ی ریاضی داده شود، کودک ممکن است چند پاسخ اشتباه را پشت سر هم تکرار کند. برای اینکه او نمی تواند بین روش های فکری مورد نیاز و انجام دادن آنها جا به جایی انجام دهد. (در واقع کودک ممکن است راه حل یک مسئله را به این علت که قادر به رها کردن آن و رفتن به سراغ روش جدیدی نیست برای چند سوال پشت سر هم تکرار کند).
برای این کودکان، انتقال از یک فعالیت به فعالیت دیگر حتی زمانی که فعالیت دوم را ترجیح می دهند هم مشکل است.
آغاز کردن:
آغاز کردن به معنای شروع کردن یک فعالیت بدون کمک و فشار یک عامل خارجی است.
بسیاری از کودکان اتیستیک، بازی ها، فعالیت ها و مهارت های اجتماعی مختلفی را یاد می گیرند ولی با وجود اینکه توانایی انجام مستقل این اعمال را دارند، برای شروع آنها به کمک دیگران وابسته هستند.
کنترل هیجانات:
کنترل هیجانات به معنای عدم بروز همه احساسات و هیجانات یا عمل کردن بر اساس آنهاست.
بیشترکودکان مبتلا به اتیسم برای هر احساسی، اعمالی را از خود بروز می دهند. کودکان باید یاد بگیرند که نیاز نیست هر احساسی را بروز دهند، یا طبق آن عمل کنند. توانایی آنکه احساس کنید و بتوانید طبق آن احساس عمل نکنید به EF مربوط می شود. مثلا اگر کودکی بداند که در صورت کج خلقی و قهر، نمیتواند برخی از فعالیتهای خیلی خوشایند از قبیل تماشای برنامه ی مورد علاقه خود را انجام دهد، با این همه باز کج خلقی کند، ممکن است به مشکل درکنترل هیجانات در او شک کنیم.
کنترل حرکتی:
برخی از نمونه های پیچیده از کنترل حرکتی مربوط به عملکردهای اجرایی می شود. برای کودکان اتیستیک، توالی پیچیده ای از اقدامات حرکتی، فرایند های چند مرحله ای و اعمالی با مراحل زیاد و پیچیده ممکن است به دلیل وجود مشکلاتی که در جا به جایی، کنترل تکانه، توجه به اهداف و غیره دارند، گیج کننده باشند. برای بیشتر کودکان، فعالیتهایی شبیه ایروبیک، یوگا، هنرهای رزمی و شنا می تواند به بهبود EF کمک کند.
نظارت:
نظارت یعنی توانایی ارزیابی و بازبینی عملی که از ما سر می زند. در واقع قابلیتی است که به فرد امکان می دهد موارد اشتباه را تشخیص دهد و بر اساس یادگیری از اشتباهات خود، به اصلاح عملکردش بپردازد.